تبليغاتX
مخصوص عاشقا

سراسر عاشقانه




به نام رب عشق  

بازم مثل همیشه سوال هام بی جوابه   

فکر میکنم تو رویام زندگی ام یه خوابه

چرا ماهی تو آبه چرا شبا سیاهه      

چرا به دست عاشق همیشه اشک و آهه

 چرا شربت عشق و هر کی نوشیده تلخه  

گذرگاه عاشقی یه گذر گاه سخته

تو از دور می درخشی  مثال ماهی انگار    

وقتی که نزدیک میای سیاهی نکن تو انکار

از اون دور چشمک زدی برق نگات کورم کرد

من و واسه همیشه نیست و نابودم کرد

تو که تنها نبودی سرت خیلی شلوغ بود

قصه عشق من یکی بود یکی نبود بود

آخر این قصه باز کلاغ نرسد به خونش       

کبوتر قلب من تنها موند تو آشیونش  

*********

عصر غیبت عصر انتظاره

کسی درکش میکنه که واقعا بیقراره

روزهای جمعه هر هفته دلا میشه خدایی   

همه میگند خدایاکی تموم میشه جدایی

کی میاد اونیکه پشت پرده ء غیبته

کی میاد اونیکه شهره عشق و غیرته

کی میاد اون آقا که چشم براشن    

همون که خیلی ها در آرزوی یک نگاشن

کسی که اگه بیاد دنیا را عاشق میکنه

وقتی اومد دنیا را غرق بوی یاس و شقایق میکنه

تنها راه ما برای دیدنش فقط دعای فرجه 

عشق اون همیشه تو قلب ما مندرجه            

*********

از ته دل می نویسم دونه دونه  خط به خط   

میدونم نوشته هام تمومش هست بی غلط 

می نویسم از عشقم باز اونیکه بود برام یه راز

همیشه بهش می گفتم بیا وبا دلم بساز

همون که بی خبر گذاشت من ورفت جای دیگه

رفت و غرق شد تو رویا هاش  رفت تو یه رویای دیگه

 هرگز با دلم نساخت روی قلبم یه خط کشید

عشقم و خورد کرد زیر پاش از ته دل نفس کشید

الهی که نبینمش تا به ابد تا همیشه

همیشه تنها بمونه جدایی قسمتش باشه

حرفی دیگه من ندارم همین دعا ها بسشه      

قلم من هم شد بیرنگ انگار دیگه آخرشه.

دلشكسته اي از تبار عشق با نام امير | یکشنبه شانزدهم تیر 1387 | 10:54 | + | موضوع: |

چند جمله ی عاشقانه  

نمی گم دوست دارم

 نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم

 كه اگه يه روز ناراحتت كردم

 بگي بيخيال ديونست

ابر هم در بارشش ، قصد فداکاری نداشت

عقده در دل داشت ، روی خاک خالی کرد و رفت

گفت : مرا به یاد داشته باش

گفتم : نمی توانم

زیرا قلبم که باید تو را به یاد داشته باشد

با خودت بردی

حتی با فاصله اندکی که میانشون هست هرگز به هم نمی رسند

من و تو حکایت همین دو خطیم

دو خط موازی

 

دستایم بوی گل می داد

مرا به جرم چیدن گل گرفتند

اما کسی فکر نکرد که شاید

من گلی کاشته باشم

عشق من

تو را از بین صدها گل جدا کردم

تو قلبم جشن عشقت رو به پا کردم

برای نقطه ی پایان تنهایی

تو تنها اسمی هستی که صدا کردم

عشق من ، عشق من

بگو از پاکی چشمت ، منو لبریز خواستن کن

با دستات حلقه ای گل بساز و گردن من کن

اگه از مرگ باورها ، از آدمها دلم سردِ

نوازش کن تو دستام رو که خیلی وقته یخ کرده

اگه یه روز رفتی و دیگه بر نگشتی

بهت قول نمیدم که منتظرت بمونم

اما از تو میخوام وقتی اومدی

یه شاخه گل روی قبرم بزاری

I want a kiss from you

I want an your smile

For my alone soul *Jason why you?

Who are you?

A mysteriously man…or…why my

Hearth*soul*body*eyes are in love for you?

Jason please help me*believe me I love you much I'm lusting in you!

    Help me!!!!

دلشكسته اي از تبار عشق با نام امير | پنجشنبه ششم تیر 1387 | 9:18 | + | موضوع: |

اگه...  

اگه

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رو می شی برمیگرده و نگات میکنه

 

بدون براش مهمی

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر میگرده با عجله میاد سمت تو

 

بدون براش عزیزی

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی برمیگرده و نگات میکنه

 

بدون واسش قشنگی

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی برمیگره و میاد باهات اشک میریزه

 

بدون دوست داره

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یه نفر دیگه حرف میزنی ترکت میکنه

 

بدون عاشقته

 

اگه یکی رو دیدی که وقتیداری ترکش میکنی فقط سکوت میکنه

 

بدون دیوونته

 

اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده

 

بدون که براش همه چی بودی

 

اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله

 

بدون که بدونِ تو میمیره

 

اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده

 

بدون که بدون تو مرده

 

اگه یه روز دیدیش گه یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن

 

بدون واسه خاطر تو مُرده

 

 

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام امير | پنجشنبه سی ام خرداد 1387 | 9:8 | + | موضوع: |

گره کار  

چون چشم به رخسار تو ای یار گشادم

.......

صد رود ز هر چشم به رخسار گشادم

.......

فریاد کنان راز دلم پیش تو گفتم

.......

با سیل که از دیده ی خونبار گشادم

.......

بختم بنگر چون به ره عشق تو جانا

.......

در رهگذر سیل فنا بار گشادم

.......

من سینه خراشیدم و گفتم که بفرما

.......

راهی به دلم بهر غم یار گشادم

.......

کارم گرهی داشت از آن زلف ( فرودی )

.......

من زلف گرفتم ، گره از کار گشادم

.......

دلشكسته اي از تبار عشق با نام امير | پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 | 13:43 | + | موضوع: |

کمی با عشق...  

من از طرز نگاه تو اميد مبهمي دارم، نگاهت را مگير از من...که با آن عالمي دارم!

 


 کاش زندگي شعر بود تا برايش يک دنيا شعر مي سرودم تا با آهنگش در خلوت


 بي کسي هايش هيچوقت تنها نماند کاش زندگي قصه بود تا برايش يک دريا


قصه مي گفتم تا همسفر با ماهيهاي آزاد هميشه اقيانوس خوشبختي را پيدا کند


 


 يادگارهاي سبز سالهاي بهار افشان تيک تيک لحظه هاي دور از تو و عبور


 غريبانه ترين چکاوک هاي عاشق... مسافر! انتقام غريبي است رفتنت!!


 


 براي ديدن من دلت را ديده کن ديدي که تنهايم؟!


 


 از عشق پرسیدم نام دیگر تو چیست؟ زبان سرخش را در آورد


 و گفت: "سر سبزی که بر باد می رود"!!!


 


 دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم


من است بازهم قسمت غم ها شده ام دگر آیینه ز من بی خبر است که اسیر


 شب یلدا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده ام


 کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام....


 


محبت ره به دل دادن صفای سینه میخواهد به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه


میخواهد اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا ان است که نامت را همیشه بر زبان دارم


وفا آن است که نامت را نهانی زیر لب دارم


 


 نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی


 


 دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است


 صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است


 


عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری


چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد


 


 


 سر گشته ام از این همه راهی که ندارم گاهی که تو را دارم و گاهی که ندارم


 من مانده ام و لایق تیغی که نبودم من مانده ام و فرصت آهی که ندارم


 


 کنار آشیان تو آشیانه می کنم فضایه آشیانه را پر از ترانه می کنم کسی سوال می کند


 بخاطر چه زنده ای؟ و من برای زندگی تو را بهانه می کنم


 


 ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری


یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه...


 


 


نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی! حرف نمی زنم ....


 چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی! نگاهت نمی کنم ......


 چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی! صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای


تو بی فایده است! فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام امير | سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 | 13:51 | + | موضوع: |

فقط به خاطر تو  

کارامروزم نیست که بغض می کنم به حرفهایی که نمی فهممشان!

لج میکنم باخاطره هایی که نمی خواهمشان!

ومی شکنم

زیربارنگاههایی که نمی شناسمشان!

تومی دانی٬

چرافاصله اینهمه دور و

گریه اینهمه فراوان و

خانه اینهمه سوت و کوراست؟

تو می دانی

چه شدراه دریا را گم کردیم؟

چه شدنفسهایمان بوی غربت گرفت؟

ازمن نپرس!!!

من سالهاست تنها چشمان تورا می خوانم.

بامن از دریا

ازباران

ازخواب خوش کبوتران مهاجر

بامن از هرآنچه در سینه داری سخن بگو.

من نیزخواهم گفت.

برایت ازدل بیقرار و

پای جامانده در راه و

خوابهای بی توکابوس و

هرآنچه در سینه دارم خواهم گفت.

خواهم گفت:

عطردریا که در کوچه می پیچد

می فهمم آمده ای.

واعتراف خواهم کرد:

چشمان تو اگر نبود

کافر می شدم به خدایی که سیاه را آفرید!

دلشكسته اي از تبار عشق با نام امير | دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 | 11:28 | + | موضوع: |

............................................  

چشمانت را برای زندگی می خواهم،

 

               اسمت را برای دلخوشی می خواهم، 

 

                              دلت را برای عاشقی می خواهم ،

 

                                    صدایت را برای شادمانی می شنوم،

 

                                                     دستت را برای نوازش و،

 

                                                             پایت را برای همراهی می خواهم،

 

                                                                        عطرت را برای سر مستی می بویم،

 

                                                                                خیالت را برای پرواز  می خواهم، 

 

                                         و خودت را نیز برای پرستش...!!!

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام امير | جمعه پنجم بهمن 1386 | 15:44 | + | موضوع: |

سوال سوال سوال سوال سوال سوال سوال  

سلام به دوستان با وفا    خوبین؟   خوشین؟  سلامتین؟  

من؟؟؟؟ نه من زیاد حالم خوب نیست

دلم گرفته - حس میکنم هیچکس حرفمو نمیفهمه-حس میکنم به درد این دنیا نمیخورم

شما چی فکر میکنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تا حالا شده به یکی دل ببندین؟تا حالا شده یکیو اینقدردوست داشته باشی که هر شب براش اشک بریزی؟(این قسمت حرفمو که گفتم پسرا بیشتر درک میکنن)

تا حالا شده وقتی تنهایی هی اسم یکیو صدا کنی؟همش بخوای بری پیشش ولی نتونی؟

حرف اصلیمو بگم(تا حالا شده عاشق بشی؟)حالا تصور کن با این همه حسی که به اون طرف(عشقت)داری نتونی بهش برسی؟

اگه نتونی به عشقت برسی چیکار میکنی؟توروخدا یکم فکر کن و جوابمو بده

تا حالا شده..............................................؟

حالا اگه بخوای به عشقت بفهمونی که بدون اون نمیتونی یه لحظه زندگی کنی چیکار میکنی؟بهش چی میگی؟یکم منو راهنمایی کنین(لطفا)

خسته شدی؟اگه حوصله نداری به کارای دیگت برس چون من خیلی حرف دارم(ببخشید)

اگه یه روز که مثلا داری با عشقت قدم میزنی ببینی عشقت به یکی دیگه سلام میده که تو خوشت نمیاد چیکار میکنی؟(حالا میخوای جلو خودتو بگیری که اون نفهمه)چیکار میکنی؟

اگه بخوای یه کاری کنی که خم به ابروی عشقت نیاد چیکار میکنی؟

اگه بخوای یه کاری بکنی تا برای همیشه اون مال تو باشه چیکار میکنی؟

اگه یه روز از عشقت بپرسی که آیا تا همیشه مال من میمونی واون بگه نمیدونم تو چیکار میکنی؟

اگه بخوای به عشقت بگی که مثلا من از این کار تو خوشم نمیاد ولی نمیخوای ناراحتش کنی چیکار میکنی؟

اگه به عشقت بگی که من عاشقتم ولی اون در جواب بگه من فقط دوست دارم چیکار میکنی؟

اگه اون هیچوقت عاشقت نشه چیکار میکنی؟

اگه بخوای یه کار کنی تا عشقت فقط به تو فکر کنه یا فقط تو بهترین همسفر برای اون باشی چیکار میکنی؟

اصلا ببینم اگه بخوای یه کار کنی که اون عاشقت بشه چیکار میکنی؟

میدونم سوال زیاد کردم ولی خوب میخوام بدونم شما چیکار میکنین؟

اگه از عشقت یه حرکتی ببینی که خوشت نمیاد و میخوای بهش بگی که من ازاون حرکتت خوشم نمیاد چیکار میکنی؟میری خیلی رک بهش میگی؟اگه ناراحت شد چی؟اگه رفت چی؟

اصلا برای نگه داشتن عشقت چیکار میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه بهت بگن یه روز  عشقت(که حاضری هر چی داری بدی تا اون فقط یه لحظه نگات کنه)ازدواج میکنه و میره تو چیکار میکنی؟اگه بگن شما یه روز از هم جدا میشین تو چیکار میکنی؟

اگه بدونی اون دستیو که همیشه تو دست تو بوده حالا باید یه نفر دیگه بگیره چیکار میکنی؟

اگه بهت بگن مثلا یه هفته ی دیگه قراره عشق تو با یه نفر دیگه ازدواج کنه تو چیکار میکنی؟

خودتو میکشی؟بیخیال میشی؟چیکار میکنی؟

بازم میگم برای نگه داشتن عشقت چیکار میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستان من خیلی سوال دارم ولی فکر کنم اگه بخوام همشو بگم همتون قاطی میکنین

خواهشن اگه میتونی جواب سوالامو بده چون خیلی برام مهمه

امیدوارم همیشه سرحال و سر زنده باشین

دوستدار شما امیر(عاشق)

 

 

دلشكسته اي از تبار عشق با نام امير | دوشنبه دهم دی 1386 | 18:39 | + | موضوع: |

دوباره سلام  

سلام به همه ی دوستان گلمخوبین؟ من بالاخره بعد از چند وقت تونستم آپ کنم

این چند وقته خیلی دلم گرفتهاین ۳ ماه تابستون برای من به اندازه ی ۱۰۰۰ سال گذشت

خیلی من تو این چند وقته سختی کشیدم.خیلی ضربه خوردم(از کسانی که توقع نداشتم)

امروز داشتم یه آهنگ از امید گوش میدادم که شعرش منو جذب کردشعرش قدیمیه ولی واقعا قشنگه

اگه تمام حواستو بدی به شعر میفهمی که چقدر شعرش قشنگه اگه بعد از خوندن این شعر اشکت

 در اومد بدون که عاشقیزیاد نمیخوام وقتتونو بگیرم ولی حالا که منت گذاشتی سر من و اومدی این

 شعرو بخون    راستی آهنگ وبمم گوش کنیدو نظرتونو بگید            دوستون دارم     

                                                             بای

       اگه به زور روزگار از زندگیت میرم کنار

       میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار

       تو گریه های زارو زار سپردمت به روزگار

       این از خودم گذشتنو پای خاطرخواهیم بذار

       خیال نکن که خواستمه این اونه که میخواستمه

       به قبله ی محمدی اینه که حرف راستمه

       میخوای واست همین وسط داد بزنم

       با تار ذلفات دلمو دار بزنم

       پیش همه خلق خدا زار بزنم

       گریه کنون سر توی دیوار بزنم

       بعد یه عمر آزگار یه عاشقی تو روزگار

       از عشق تونست که بگذره بدون باختن تو قمار

دلشكسته اي از تبار عشق با نام امير | شنبه سی و یکم شهریور 1386 | 20:52 | + | موضوع: |

اندکی خداحافظی  

 سلام به همه ی دوستان گلممممممممممممممممم

خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من تا چند وقت دیگه نمیتونم بیام تو نت  یه مشکلی برام پیش اومده تو رو خدا برام دعا کنید

ایشالا تا چند وقت دیگه دوباره میام

از اینجا دست تک تکتونو میبوسم براتون آرزوی سلامتی و خوشحالی دارم

منو یادتون نره هاااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خدانگهدار

دلشكسته اي از تبار عشق با نام امير | شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 | 17:44 | + | موضوع: |